تبليغاتX
بانوی مهربان

بانوی مهربان

 

سلام بر تو ای رسول خدا ، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است!

ای پیامبر خدا، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه  کم شده، و توان خویشتن داری ندارم اما برای من که سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو را کشیده ام، شکیبایی ممکن است. این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم و هنگام رحلت، جان گرامی میان سینه و گردنم پرواز کرد...

پس همه ما از خدائیم و به خدا بازمی گردیم.

پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه و شبهایم شبهای زنده داری است، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند.

به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند، از فاطمه بپرس و احوال اندوهناک ما را از او خبرگیر، که هنوز روزگاری سپری نشده، و یاد تو فراموش نگشته است...

سلام من به هردوی شما، سلام وداع کننده ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی کند. اگر از خدمت تو باز می گردم از روی خستگی نیست، و اگر در کنار قبرت می نشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی باشد...   ( نهج البلاغه)

 

عاقلای بی احساس   پاگذاشتن روی یاس

ساقه هاشو شکستن   آدمای ناسپاس...

یه باغبونه دیگه شبونه یاسو برداشت

پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت...

 {کار خوب در هر شرایطی خوبه... گذشته...حال...یا آینده...نمی دونم چرا بعضیا  هنوز اینو نمی فهمن!}

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:38  توسط مجتبی  | 

سلام. این شعر از پروین اعتصامی در مورد قدر و منزلت بانوان شعر بسیار قشنگی است که ضمن یادآوری ارزش زن، به طرز حکیمانه و مهربانانه ای  نصیحت و اندرز کرده است.با هم این شعر را می خوانیم. میتوانید برداشت خود را از شعر در بخش نظرات بیان کنید.

 

فرشته انس

در آن سرای که زن نیست انس و شفقت نیست

در آن وجود که دل مُرد مرده است روان

 

به هیچ مبحث و دیباچه ای قضا ننوشت

برای مرد کمال و برای زن نقصان

 

  زن از نخست بود رکن خانه هستی

که ساخت خانه بی پای بست و بی بنیان

 

 فرشته بود زن آنساعتی که چهره نمود

فرشته بین که برو طعنه میزند شیطان

 

اگر فلاطن و سقراط بوده اند بزرگ

بزرگ بوده پرستار خردی ایشان

 

 حدیث مهر کجا خواند طفل بی مادر

نظام و امن کجا یافت ملک بی سلطان

 

وظیفه زن و مرد ای حکیم دانی چیست؟

یکیست کشتی و دیگری است کشتیبان

 

 چو ناخداست خردمند و کشتیش محکم

  دگر چه باک ز امواج و ورطه و طوفان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 14:25  توسط مجتبی  |