تبليغاتX
بانوی مهربان

بانوی مهربان

امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ یعنی همدردی، همبستگی،همکاری،همگامی،آگاهی و قدرت. آن که روز اول این اصل را طرح کرد،برای این طرح کرد که می دانست دینش دین اجتماعی است،دین فردی نیست، دین صومعه و دیر نیست. آنها که یک عمر در دیرها و صومعه ها زندگی می کردند،امروز دارند متشکل می شوند،همبستگی و همدردی پیدا می کنند؛ ما که دینمان دین اجتماع و زندگی و همکاری و وحدت و همبستگی است، به سوی انفراد و تنهایی و جدایی و تفرق گرایش پیدا کرده ایم...

بخشی از کتاب نهضت حسینی شهید مطهری(ره)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:58  توسط مجتبی  | 

می دانیم که فکر کردن قبل از انجام هرکاری و سنجیدن آن کار و توجه به عواقب و نتیجه آن در همه امور لازم و جزء اساسی ترین مراحل به ثمر رسیدن یک کار می باشد. همینطور در موقعی که فکرمان و بعضی وقتها هم وجدانمان به ما می گوید فلان کاری را بهتر است توصیه کنی(!) و انجام فلان کار را نهی،نباید دستپاچه شد...در هیچ کاری نباید شتابزده عمل کرد. امام حسین(ع) که عشق همه ماست در این باره می فرماید: عجله و شتابزدگی نوعی ابلهی است.

 

به این داستانک که البته خودم از این نمونه ها زیاد مشاهده کردم، توجه کنید تا نتیجه گیری کنیم:

 

-1-روزی روزگاری نه چندان قریب شخصی(دارای کمالات متعدد و دلسوز جامعه،فقط کمی تند...فقط کمی!) تو راه از 120 متری یه جوون جینگلی پینگلی(ژیگول،پیگول و...) رو می بینه...حالا تصور کنید ایشون تا به حال چنین چیزی اصلا ندیده باشه(کنایه از وضعیت حاکم بر جامعه) خوب...ابروهاش رو حسابی پائین میاره...غضبناک، آماده رزم و نبرد.(چرا رزم و نبرد؟)دستهاش رو که تو یکدومش تسبیحه مشت می کنه...آماده حرکت...سرعت 321کیلومتر در ثانیه...پیش به سوی هدف(فعلا ... شید آقا)

 

-2- میریم سراغ همون جوون جینگلی پینگلی خودمون... خسته...2:30 تو امتحان بوده...امتحانشم داغونه داغون...اعصابش خووورد...داره با نگاهش تک نمره هایی رو از ورقش جمع می کنه ببینه آخر عاقبتش چی میشه...نمی دونه چی کار کنه؟ داد بزنه؟(شایدم جیغ بزنه؟) امتحان بدجوری فکرش رو مشغول کرده...بعد از این همه خووندن... و حالا... تو همین وضعیت خراب به آقای دلسوز نزدیک و نزدیک تر میشه...

حالا خودتون تصور کنید چه ها خواهد شد؟

آقای دلسوز داستان ما چی کار نکرده بود؟ فکر

می خوام بگم قبل از اینکه قراره کاری بکنیم اول به همه چیزش فکر بکنیم. موقعیت خیلی مهمه ها! و البته تاثیر گذار بودن امر به معروف...باید فکر کنیم یا حتی بیندیشیم(!) که تو خیلی از موقعیت ها فقط دوست آدمه که می تونه بعضی چیزا رو به آدم بگه...نه همه! توجه کنید! نه همه! یه دوست واقعی خیلی خوب می تونه این کار رو انجام بده...دوست خوب یعنی همه چی...

در ضمن این رو هم بدونیم که امر به معروفی که مطمئنیم اثر بخشی نداره واجب نیست!(از لحاظ فقهی)... آقای دلسوز خیلی وقت ها  ابرو رو درست نکردچشم رو کور کرد!                                          پس اول فکر کن!

سرتون رو درد آوردم؟ شرمنده (داخل پرانتزش اینه که این موضوع اینقدر تخصصی هست که من بیسواد بیشتر در موردش صحبت نکنم!)

{عادت بدی که دارم اینه که یه خورده رسمی و کتابی می نویسم یه خورده عامیانه...شما ببخش}

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 21:14  توسط مجتبی  | 

همانا من برای اصلاح امت جدم قیام کردم. امام حسین(ع)

به قول آقای صالح علا...سلام به یکان یکان شما عزیزان جان

حدیث بسیار معروفی  رو که اون بالا ذکر شد،همه ما شنیدیم و همه ما هم می دونیم این حدیث چیو می رسونه...

امر به معروف و نهی از منکر

تو جوامع اسلامی این کلمه، کلمه ای بسیار آشناست.مخصوصا جامعه ما...اما هر کدوم از ما وقتی این کلمه رو میشنویم یاد چی می افتیم؟

-یاد سختگیری های بزرگترها و بعضا ناراحت شدنمون

- یاد ماشین هایی که هرکدوم بش یه چیزی می گیم.یکی میگه منکرات یکی میگه امر به معروف یا ماشین های بسیج که برای خیلی هامون مایه دردسر( به خوب و بدش کار ندارم!) شده و بعضی هامون هم تا از 60 متری میبینیمش فرار رو بر قرار...

-یا شایدم یاد تلویزیون هامون می افتیم. از صبح که روشن می کنیم تا کله شب...بگذریم...

-بعضی وقت ها هم یاد خودمون می افتیم که گاهی زیاد از حد بی خیال بودیم و همه چیز رو سرسری می گرفتیم! از همه اتفاقاتی که دور و برمون می افته آگاهیم ! اما خودمون رو میزنیم به کوچه...

اینها رو گفتم تا بگم این هفته مثل هفته های دیگه، به اسم امر به معروف و نهی از منکره... معروفی که هنوز خودش به طور صحیح امر نمیشه تا از منکرات جامعه جلوگیری کنه... ایراد از کجاست؟

 از تعریف امر به معروفه یا از طرز اجراش؟

ما تو همین دین اسلام، چه در قرآن و چه در احادیث ائمه تو این موضوع چیزی کم نداریم! پس احتمالا بد اجرا میشه(شایدم بگید 100%)

شما هم نظرتون رو بگید تا بحث رو جدی تر دنبال کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 12:38  توسط مجتبی  |